تبليغاتX
اتوبوس من - شعر از منصور اسالو

اتوبوس من

شعر از منصور اسالو

تو و دانش و عشق در کنارم هستید

در جهل می سپردم راه

تو و بوسه و مهر در خاطرم هستید

گل و غنچه وگلوله در خاطرم بود

عشق هایم در هم تنیده اند

عشق به تو ،

عشق به مردم ،

عشق به خدا ،

عشق به عشق ،

عشق من به سندیکا ،

با عشق تو به من

چه جرمی مرتکب شدیم

وقتی که گفتیم و نوشتیم

دوست داریم

چه تلخ و چه شیرین بود

امروز هم محاکمه شدیم

به جرم سندیکا

لحظه لحظه رؤیاهایم خاکستری و گاه سرخ

و پیراهنم زرد و نارنجی است

حال که با مردمم هستم

پیراهنم آبی است

به رنگ پیراهن کارگران شرکت واحد

وکت و شلوار سورمه ای

به رنگ لباس رانندگان واحد

وچه با شکوه است

لحظه ای که سرود تولد سر دهند

کارگران پیروز شرکت واحد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 19:24  توسط کارگران  |